۳ روز قراره نرم شرکت. صبح خیلی زود بیدار شدم و رفتم پیاده روی. به خودم فشار نیاوردم فقط راه رفتم و از خنکی هوا لذت بردم. به چ زنگ زدم. کل امروز قراره پیش خانوادش باشه. اگه قبلا بود ذوق میکردم. خوشم میومد با خانوادش وقت بگذرونه ولی حالا... این دو روز که چ رو ندیدم، سعی کردم خودم و با پسرای دیگه سرگرم کنم. یکیشون که یک هفته اس غیبش زده. انلاینیش واسه یه هفته پیشه. باهاش لاس میزدم و بازی بازی صحبت میکردیم. اخرین بار رفته بود سفر و گفت سخت مشغول عشق و حاله. و بعد ناپدید شد. امیدوارم نمرده باشه. ح حوصلم و سر میبره. از اینکه دیر به دیر جواب میده متنفرم. خ زود فاز رابطه گرفته و رو مخمه. تنها مزیتش واسم خوشتیپ و قدبلند بودنشه. و اولین قربانی برگشت چ یه پسره بود که صداش و دوست داشتم. اما یجوری بود. مثلا نمیخواست کنار من تو کافه ای دیده بشه و رسما اسباب بازیم شده بود. امروز وقتی از پیاده روی برمیگشتم هم با یه پسر دیگه اشنا شدم. بنظر خوب میاد. معمولی و تر و تمیز. از این وضعیت خوشحال نیستم. نه آزاد و رهام و نه به کسی و جایی متعلقم. وقتی از چ پرسیدم تعهد و خیانت و چطور تعریف میکنه، جفت پا رفت وسط احساس امنیتم، منم همین کار و کردم. اون ناامن شد و فاصله گرفت. من هم هی قهر کردم هی دور شدم هی نزدیک... و این دو روز برای مقابله با اضطراب بلاتکلیفی، با بقیه پسرها معاشرت کردم. نکه زیاد البته. خیلی دل و دماغ ندارم. با تنها کسی که میخوام وارد رابطه باشم فعلا چ هست. چ هم من و گذاشته بین زمین و آسمون. میگه انحصارا مال همیم و بعد چرت و پرت هایی بلغور میکنه که کوچکترین نشونی از تعهد توش نیس. بهش میگم صحبت جدی، میگه به جایی نمیرسه فعلا ولش کن. منتظره یهو باز رهام کنه؟ اون مال من نیس، ولی من مال اونم؟ وقتی پیششم توجه کمی نشون میده، همراهی، مسئولیت پذیری، دلسوزی... همش افتضاحه. وقتی نیست پیشم هم طوری پیش میره که هی برام سوال میشه رفته یا هنوز باهمیم؟ حال مضخرفیه. و من وسط این افتضاح بازار، میرقصم، کتاب میخونم و دارم سعی میکنم رویا پردازی کنم. یکی از قشنگ ترین حالی که تجربه کردم همون دو شب پیشه. که چ گرد ناامنی و پاشید رو قلبم و منجمدش کرد. منم اهنگ گذاشتم و بی وقفه رقصیدم. انرژی تلخ و اضطراب و غصهام تبدیل شد به چرخشی که پایین دامنم و مواج و باز میکرد.
امیدوارم اگه میخواد بره زودتر بره. پاییزم و نباید خراب کنه. این تایم بهترین تایم هست واسم که مووآن کنم. کاش یا بمونه یا بره. خستم کرده واقعا. هرچند من خودم نباید تصمیم و بذارم دست اون. خودم پس چی