امروز رفته بودم پیش یه دوست جدید. داشت از پسری میگفت که وقتی باهاش تو رابطه بوده بهش خیانت میکرده یا با هر قهر بینشون میرفته پیش کس دیگه و حالا بعد چن سال خبر ازدواجشونو شنیده بود. خودمو کنترل کردم چیزی از چ نگم. باز کمون رها شد و از چ گفتم. دلم تنگ شده بود واسش. الآن حس اضطراب خفیفی دارم که خستگی بهش غلبه کرده. نمیخوام دلتنگش شم نمیخوام مضطرب شم و نمیخوام ازش فرار کنم. انگار با مود و روحیه خاصی فکرش بیشتر به قلبم هجوم میاره طوری که بیقرار میشم و حس میکنم اون تنها کسیه که تو دنیا میخوام.
الان نیاز دارم باز به خودم یادآوری کنم یه چیزایی و. مثلا اینکه من همون آدمیم که خیلی پایه و مهربون و خوش قلبه. کسیم که میشه تو بغلش گریه کرد و میشه همراه باهاش رقصید و خوشحال بود. میشه همراهش رفت مهمونی و خوش گذروند و میشه رفت تئاتر دید و متاثر شد. من همونم که مستقل و متعهد و با مسئولیته. کسی که میتونه خیلی شیرین و دلبر و رها باشه. کسی که شوخ و شیطونه. سنگین و خانمه. من همونم که چشم و دل سیرم. آدم امنیم، با وجدانم.
خیلی از لحظات خوبی که کنار چ تجربه کردم دقیقا بخاطر خودم بود. از چیزهای کوچیک لذت میبرم، توقع کمی دارم و بیشتر دلم میخواد خوشحال باشم و حوصله دعوا و تنش نداشتم.
اون لحظات تموم شدن ولی من هنوز هستم. حتی نسخه ای در حال رشد و رو به تکامل.
واقعا لیاقت اینو دارم که از پارتنرم آسیب نبینم، امن باشم. منم حق این و دارم که عشق دریافت کنم بی منت. پذیرفته شم. مورد توجه قرار بگیرم و تر از دست دادن و یه مقدار زیاد تجربه نکنم.
نباید کسی باد لاستیکمو خالی کنه فقط چون از منتظر موندن اذیت شده. نباید وسط رابطه با من رهام کنه و بهم خیانت کنه. نباید اشک هام و ببینه و کاری به کار دلم نداشته باشه. نباید شوقی برا دیدنم نداشته باشه و هی بهونه و برنامه و ادمهای جدید تو استین داشته باشه.
خود عزیزم، خود با ارزشم، خودمهربونم لیاقت یه عشق اروم و مهربون و داره. من که از کل دنیا توقعات عجیبی ندارم. یه آغوش گرم یه حضور امن یه کشش مناسب... بقیش کاری نداره. میشه هزارتا کار کرد. هیجان و تجربه های فوق العاده ای میشه ساخت و اصلا نیازی به سمی بودن نیس. زندگی به این قشنگی، من لایق حال خوب و شادیم.
خود قشنگم، در آغوش میگیرمت. این روزها یکم شاید سرما دیدی اما ازش نترس. این سرما دائمی نیس. و خوشحال باش که آدم ناامنی که عاشقش بودی و تونستی رها کنی. حالا جات روی تخت اتاقت امنه. تو بلدی چطور خوشحال باشی. پس نفس عمیقی بکش و کنجکاو آینده باش♡