یه بدبختی مظلومانه هم هست، که آدم احساس ناکافی بودن و فرسودگی میکنه و به همون نسبت، رفتار دیگران بی رحمانه و سرد میشه. همون موقع که کمرت زیر بار خم شده لگد ینفر حواله اش میشه. جالبه که سرتو که بالا بگیری و اهمیت زیادی ندی دیگه خبری از این رفتارهای ظالمانه نیس. خیلی عجیبه. آدم وقتی بی دفاعه بیشتر آسیب میبینه. روز کاری من نیمی حالت خموده گذشت و نیمی حالت مقتدر. اول فشار کاری باعث شد کمی خرد بشم و بی رحمی دیدم. یهو یادم افتاد حقوقم بالا نیست و نیاز به تحمل همه چیز نیس. با اعتماد بنفس بیشتر و شرم کمتر باآدمها برخورد کردم. خیلی هم بهتر پیش رفت.
شما یه آدم مظلوم و سراسر شرم ببینی حتی نیاز نیس چیزی بهش بگی اون پیش پیش همه چیز و گردن خودش میندازه و گردن خم میکنه. اما مگه مقصر کردن یه آدم ایستا به این راحتیه؟ پس احتمال گیر دادن بهش هم کمتره.
چقدر این وضع مظلومانه و غیرمنصافس:(