پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

نخود سیاه داره از کف میره

توسط indigopetus | یکشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۳ | 16:0

امروز چند باری اشک توی چشمام موج زد اما نتونستم گریه کنم. جای شلوغ بودم.

هر زندگی ای پارامترهای مختلفی داره و گاهی تمام پارامترها برای من ناراحت کننده میشن.

با الف صحبت کردم. گفتم بخاطر یکطرفه پیش بردن خواسته ها و علائقش بعید میدونم دوست داشته باشه من و. اینو با اطمینان نمیگم اما به مقدار زیادی احتمالش رو میدم.

دلم میخواست خیلی تلاش کنه. سعی کنه شرایط و فراهم کنه. ولی ترجیح داد من و بفرسته دنبال نخود سیاه.

خواست از خودگذشتگی کنم اما خودش حاضر نشد اون کارو بکنه.

یکم گیج شد. که دارم زیادی تیره میبینم یا حقیقت همینه.

قلبم پاره پاره اس و اشک توی آکواریوم چشمم در جریان.

خب باید بگم بازم نشد.

نه نخود سیاهو تونستم دریابم نه عقلمو نه رابطه‌امو.

سردرگمم و به میزان زیادی ناراحت

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • آبان ۱۴۰۵
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .