پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

اول صبح

توسط indigopetus | سه شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۳ | 7:14

تصور کنید روز آدم با نفرت از هرچی میشناسه شروع بشه.

اون هم برای تمام ۴ روز اول هفته و برای حداقل چندماه

راستش آمادگی روحی مواجه شدن با مشکلات زندگی و ندارم

دلم میخواد کوالا بودم

دستامو دور درخت حلقه میکردم و همونجا دور از همه رو شاخه میموندم.

حوصله تنش های سرکار... بی اعتمادیم به پدری که اکثر اوقات خونه نیست و تلاش برای مادری دیدن از مادرم... امیدواری و ناامیدی از الف... حوصله هیچ کدوم رو ندارم.

به مدت زیادی باید دکمه آف خودم رو بزنم.

شاید خوب میشد یه کوله بردارم و برم سفر

از هر کی میشناسم حس تنفر دارم. البته این موضوع معمولا تا شب دووم نمیاره یا سریع حل میشه یا نهایت آخر تایم کاری.

امروز یکم شدیدتر شده چون بد خوابیدم و هیچ جوره آمادگی مواظبت از خودم رو ندارم.

من که نمیتونم گریه کنم کاش آسمون بباره

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • آبان ۱۴۰۵
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .