پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

حرفهای نگفته

توسط indigopetus | سه شنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۱ | 11:26

آقای الف باهوش‌تر از چیزیه که فکرشو میکردم. یه چیزی تو ذهنم بود و سعی میکردم وانمود کنم نیست و اون فهمید.

راستش خیلی متعجبم که چطور متوجه میشه.

قضیه اینطوره که دلم میخواست پسرهای یکم جذاب و سطح بالا از نظر درس و فرهنگ و این چیزا توی زندگیم باشن. در اصل گفتنش دشواره اما منظورم اینه که دلم میخواست بدونم با اینجور ادمها در رابطه بودن چه حسی داره.

این حس قبل از اینکه برای خودم به مرحله پذیرش برسه، واسه آقای الف قابل رویت شد. و نهایتا ازم ناراحت شد بخاطر این حس. من نتونستم بگم اینطور نیست و نتونستم بگم که اینطور هست.

چون هم بود و هم نبود. من بصورت رفتاری خطایی نکرده بودم.

الف گفت میخوام دلبستگیمو بهت کمتر کنم. گفت راحت باشم.

اما راحت نیستم.

امیدوارم اگه واسمون بهتره که تو زندگی هم باشیم، این تردیدها کمتر پیش بیاد.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • آبان ۱۴۰۵
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .