پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

رخوت

توسط indigopetus | جمعه سیزدهم خرداد ۱۴۰۱ | 9:46

میخواستم حداقل دوکار عقب افتاده‌ام رو انجام بدم بعد دنبال کار بگردم. اما احتمالا همه رو موازی انجام بدم.

یه کتاب با ضخامت خیلی کم خریدم که مجموع چن تا داستان هست. کتاب‌های قبلی رو نتونستم تموم کنم.

ترجیح دادم اول این رو بخونم.

واسه پیدا کردن کار، راحت‌تر اینه که به آقای ی بگم. معمولا یکی دوتا شغل حداقل سراغ داره و اگه من رو معرفی کنه و توانایی‌های من برای اون شغل کافی باشه، به راحتی میتونم مشغول شم.

اما میترسم حسی بهش پیدا کنم. دوسال از الف دور باشم وبه ی نزدیک، اوضاع رو واسم پیچیده میکنه.

شاید هم نکرد. اما خب ی هم قدرتمندتر از من هست هم پولدارتر و هم کراش بچگی.

تعهد به الف شاید واسم سخت‌تر بشه. این دوسال حداقل زیاد باهم صحبت میکردیم، تو حال خوش و ناخوش میتونستیم روی هم حساب کنیم؛ اما دوسال پیش رو احتمالا حضورمون واسه همدیگه کمرنگ‌تر شه.

از برنامه‌هایی که برا این روزها داشتم، دلم نمیخواد هیچ‌کدوم رو انجام بدم. اون برنامه‌های قشنگ و رویایی الآن بیشتر شبیه مسئولیت‌های نفس‌گیر شدن.

خب ذره ذره جلو میرم. درست میشه کم‌کم

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • آبان ۱۴۰۵
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .