پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

فشار افتاده

توسط indigopetus | چهارشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۱ | 21:31

مدتیه که با برخی احساساتم مهربون‌تر شدم. مثلا وقتی گرسنه‌ام تنبلی نمیکنم و غذا میخوردم، وقتی لازمه تنبلی نمیکنم و میرمwc. عجیبه نه؟ اینا چیزایی نیستن که آدم توی دهه سوم زندگیش بخواد بفهمه. بابت همینا چه ضربه‌ها که نخوردم. و درست شدنش اونقدرم سخت نبود. فقط یه لحظه به خودم اومدم و دیدم بابت دستشویی رفتن زیادی شرمگین میشم. خودش کم کم درست شد.

امروز روزه گرفتم. اعتقاد خاصی نداشتم ولی خواستم امتحان کنم. اوایل روز ذهنم نمیتونست قبول کنه که غذایی در کار نیس. آروم آروم دلچسب و دلچسب‌تر شد. فکر میکردم بکم‌معنا باشه اما نبود‌. خوشحالم امتحانش کردم.

حسم نسبت به آقای الف خیلی بهتر شده. شبیه دوسال قبل و سالهای قبلش. هرچقدر من پرسرو صدا تغییر کردم، اون طوری داره تغییر میکنه که حتی خودش هم متوجه نیست.

کنترل کردن‌هاشو کم کرده. من هم فرمون زندگیم و بهتر از قبل دست گرفتم.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • آبان ۱۴۰۵
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .