با آقای الف صحبت میکردم ، داشتم میگفتم دوست ندارم توی زندگی مشترک کنترل باشه ، عشق باشه و تعهد و آزادی . اما اون مایل بود طرف مقابلش رو کنترل کنه و همسرش هم زیر زیرکی کنترلش کنه.
اولش خیلی مصمم بودم رو حرفم که آزادی و عشق و تعهد کافیه . یکم که صحبت کردیم دیدم این واسه شرایطیه که هیچ نقص و مسائلی پیش نیاد .
یجورایی من یه زندگی بی عیب و نقص رو تصور میکردم و حتی بی مشکل بودنش بنظرم خستهکننده میرسید.
درنهایت متوجه شدم که کمال طلبی من وضعیت ناجوری داره.
روابط پایدار قرار نیس هیچ مشکل و بحرانی رو از سر نگذرونده باشن. درسته احترام مهمه اما با طرز فکر من با اولین بی احترامی باید جمع کرد رفت!
چقدر تفکرات خام و اشتباهی دارم .
خوشحالم متوجه این عملکرد ذهنیم شدم.
حالا وقتشه به خودم تمرین بدم .
صفر و صدی نباش خودم