"نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا در میکده شادان و غزلخوان بروم"
فقط من از عشق رها شم، فقط از این باتلاق بیرون بیام، دیگه تا مدتها عشق و میبوسم میذارم کنار. حتی نمیذارم کسیم عاشقم بشه. فقط و فقط و فقط رفاقت. اون با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن و چشمک و شیطنت و همه رو میذارم کنار. میخوام از عشق یجوری فاصله بگیرم که اصلا یادم بره چه چیزها از سر گذروندم.
دیشب به چ گفتم بود و نبودم برات فرقی هم داره؟ فوری گوشی و گذاشت کنار، ۶ دنگ حواسش و داد به من. با هم حرف زدیم. چیزهایی گفت که آرزوم بود بگه. دلنشین بود اما صد آرومم نکرد. امروز ظهر نق میزد که تو حرکاتت پسرونس، اخلاقیاتت پسرونس، همین که تو خونه بند نمیشی هم پسرونهاس. ناز نداری اصلا و...
بنظرم که چرت و پرت میگه. تو این مدت کم دل نبردم از بقیه، که هیچ دردی ازم دوا نکرد جز اینکه فهمیدم قر و قمیش و ناز و عشوه هم بلدم. اخه وقتی کلش تو گوشیه همش، برا کی چشمک بزنم، برا کی ناز کنم؟ یه چشمی لازمه که ببینه اینارو. دیشب گفتم اگه راضی نشم مرزم و زیرپا بذارم؟ گفت هیچی تغییر نمیکنه من همینجوری عاشقت میمونم. و امروز گفت بیا کات کنیم چون من فلان چیز و میخوام. این ادم خره. واقعا بیشعوره. دلم میخواد یجور بزنمش که دلم خنک شه. چقدر پررو. اه.
امروز حرفای مضخرفی زد. دیروز حرفایی که میخواستم. عصبیم کرده. سعی میکنم به خودم مسلط باشم، نا با حرفای قشنگش خودمو ببازم نه با حرفای ناامیدکنندش وا برم. آدمم ولی. حتی اگه از شر شوخی باشه، یا ناخوداگاهش باشه یا هرچیزی نمیشه بهش اسون گرفت.
از اون طرف وقتی نمیتونم خودم و کنترل کنم چی؟ میگم تا تکلیف و روشن نکرد نمیبینمش، بعد یهو خودم و میبینم که زنگ زدم و دارم میرم پیشش. اه خدایا. عشقه چه کوفتیه، ازش راحت شم عمرا به این راحتیا دیگه واردش بشم. با پای خودم رفتم، برگشتم با خداس.
خ میگه من و وابسته کردی حالا میگی نمیخوای؟ بابا من حتی دیت هم باهات نیومدم. چی میگی اخه؟ ایش. ظرفیتم دائما پره. جناب چ تا همین الان جلسه تشریف داشتن. جلسه ای که هیچی راجع بهش بهم نگفت. از یه طرف خوشحال میشم رشد کنه و پیشرفت کنه. اصلا همین که پولدارتر هم میشه شاید بقیه یکم بتونن عشق دیوونه وار من و توجیح کنن پیش خودشون. هرچند من دلم میخواست همونطور حتی بمونه. چون پولدار شدنش باعث پررو و متوقع شدنش شد. از طرف دیگه خودم وقتی میخوام به پولدار شدن خودم فکر کنم یجوری یادم به چ میوفته و شل میشم. مسخرهاس. الف و با پروژه میشناختم پس وقتی تموم کردم باهاش قید پروژه رو زدم. چ رو با کار و پیشرفت میشناسم و چون همچنان میخوام ازش دل بکنم، از کار و پیشرفت زده شدم. دلم میخواد جیغ بزنم از دست خودم. دختر خوب یه جا یه منفعتی کسب کن عزیز. تو که فقط داری میبازیییی