رفتن هم مثل عشق برا بعضیا مسخره بازیه. چ واسم اهنگ فرستاده. اهنگی که چنان زجه میکنه از نبود یار، که با شنیدنش بیشتر حس کردم اشتباه ارسال شده... اون من و داشت. با وجود خیانت، با وجود ترک شدن، با وجود هر دردی و هر زخمی که بعد از چ به تنهایی تحمل کردم، وقتی برگشت پذیرفتمش. دوست های صمیمیش گفتن دیگه قبولش نکن، دوست های خودمم هم همینطور، به همه گفتم خیالتون راحت و باز چ رو در آغوش گرفتم. گفته بود جبران میکنه، نکرد. جبران به کنار، حتی بهم توجه هم نکرد. قدر عشق خالصی که بهش داشتم و ندونست. کنارش گریه کردم اشکم و پاک نکرد، فاصله گرفتم، ترکم کرد... حالا از چی میگه؟
بنظر میرسه ارسال یه اهنگ عاشقانه خیلی راحتتر از پذیرش مسئولیته. الآن با هرکی میخواد هست، هر از گاهی یذره ته فکرش به من مشغول میشه و یه پیام میده. حتی براش مهم نیس ادمی که بارها ترکش کرده چه حالی داره و چه حالی پیدا میکنه...
چ رو هنوز دوس دارم. لحظه های اخری که داشت میرفت، فکر میکردم من سوپ مفیدیم که باید انتخابش کنه میخواستم انتخاب درستی کنه و از مزیت های بودن کنار من برخوردار شه. واقعا به سطوح عجیبی از حماقت رسیدم. کاش دور عشق و خط بکشم، حداقل برا یه مدت طولانی...