یکم دیگه دلم میخواد زار بزنم واسه خودم .
چرا اسم کسی که دوسش دارم با اسم کسی که میخوام دوستش نداشته باشم یکیه😭😭😭😭
میخوام ابراز محبت کنم یکی دیگه تو ذهنم میاد . میخوام رسمی حرف بزنم ، فکر میکنم محبوب خودم هست مهربون تر حرف میزنم:(
تو با من چه کردی که تمومی نداره؟
بزار ذهنمو جمع و جور کنم 🤔
اون پسر پر مدعا ، کسی که جز تمسخر و حقارت و دلشکستگی چیزی واسم نداشته ، کسی که نامزد خودشو هم با چه وضعی رها کرد ... اون نمیتونه خطری محسوب بشه . در مقابل پسری که اعتماد بهش آسون ترین کار دنیاس ، کسی که باهاش تو یه بیابون هم گیر بیوفتم نمیترسم . کسی که بدترین چیزا رو از من دونست و دید و کسی که قلب و مغزش دو دریچه است به سمت جهان مکمل جهان من .
تصورم ازش یه آغوش امنه و دستهای گرم .
من از چی میترسم ؟ از اینکه اون پسر از خودراضی که حتی یکبار به خودش زحمت شناخت منو نداد ، جای این رفیق ناب رو بگیره ؟
خیلی وقته ندیدم رفیقمو . خیلی وقته دستامو نگرفته و کوچه و خیابونهارو باهم گز نکردیم . خیلی وقته که دستهام ، دستهاشو کم دارن ...اما اون هست . با هم خیلی صحبت میکنیم . از مادرم واسم دلسوز تره . وقتی با هم بحثی میکنیم ، اون بینمون رو جوش میده ، تلاش میکنه دلخوریامون رفع بشه و اون پمپ قلبم بود تو روزایی که خونم منجمد شده بود .
این آدم واسه من خیلی بیشتره .
چقدر خوبه که هست . انقدر زیباست این بودن که نتونم رابطمو با کس دیگه بهتر از این تصور کنم .
اون مغروره اما نه طوریکه برا آشتی پا پیش نذاره ، مهربونه و دوستم داره اما نه طوریکه دلمو بزنه و بیارزش جلوه کنه .
یه پسر مغرور مهربون .
خوبه که هستی💗