3 بار فال حافظ گرفتم و هرسه بار بد اومد!
"مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوز عروس هزار دامادست"
وقتی حافظ میگه نجو خب نمیجویم. ولی اینطوریم نمیشه این پسره رفته رو مخم. میره سرکار! آخ اگه الف رفته بود... تا اون سر قله قاف دنبالش میرفتم. اما نکرد. اصلا یطور چید که نتونم برم! وقتی الف به اون مورد اعتمادی نتونست گوشیش و بهم نشون بده، چطور به بقیه اعتماد کنم؟ بخاطر همین فعلا رابطه بی رابطه. فقط نیاز به دیدن تعدادی پسر دارم که حقیقتا بدردبخور باشن. طی اتفاقات سالمی باهم برخورد داشته باشیم و هول بازی نشه. کسی هم نخواد محسوس مخ بزنه که چندشم میشه.
این پروژه جذابیه. دنبال پسرهای خوبم وگرنه اون مدلا راحت پیدا میشه. هرچند خیلی با من کاری ندارن. ورزشکارا یکم سالمترن. اما حال ندارم کوهنوردی کنم تا شاید یکی و ببینم. شاید دم دمای بهار کوه برام جذابتر باشه.
بعدا بهش فکر میکنم که چطور با آدمای مناسب خودم معاشرت کنم. فعلا خستم:)