پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

پیچ

توسط indigopetus | پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۲ | 11:47

قبلا ناراحت میشدم پدرم با بعضی خانمها زیادی گرم میگیره و به حق هم بود

حالا مادرم توجهم رو جلب کرده هر چند کمتر اما اونهم صمیمیت های بیخودی داشت.

بهش گفتم هنوز از فلان صمیمیت ازت ناراحتم. خیلی خشمگین شد. گفت یه عمر پاک زندگی کردم حالا ببین چطور رفتار میکنی.

اما من از موضعم پایین نیومدم. چون مادرم رو هم تو صمیمیت خودش مقصر میدونم و هم توی برخی از صمیمیت های پدرم.

و الآن مثل مار زخمی ام.

نه از افکارم میتونم کوتاه بیام و نه از شرایط موجود میتونم عبور کنم.

تمام هفته منتظر آخر هفته‌ام و آخر هفته به این شکل سپری میشه...

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .