همیشه اون منم که اجازه داده بقیه باهاش بد رفتار کنن.
همیشه من بودم که از تعریف شنیدن ترسیدم.
من بودم که از موفق دیده شدن فرار کردم.
من بودم که قوز کردم که بلند بنظر نیام.
حالا اگه کسی من رو کم دید به کی گیر بدم؟
خودم کردم. خودم.
کاری به ریشه هاش و رفتار مادر و پدر و ... ندارم.
فقط فعلا برام مهمه که این مجوز از سمت من صادر شده.
من تو هر رابطهای کمتر از خود واقعیم دیده میشم.
فیالواقع ناراحتم و تنهام.
الف داشت منت میذاشت سرم برا کاری که هنوز نکرده و برا هزینهای که نداده.
ازم میخواد من از همه چیم بگذرم بیام پی رویای اون و به سبک اون بهم برسیم.
سبک بدی نیس ولی ریسکش برا من بالاس.
من بودم که محکم نبودم. به کارهایی که کردم اهمیت ندادم. من بودم که خودم رو بی ارزش نشون دادم.
و اینهمه ریز دیده شدن اتفاقی نیست.