پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

عوض نمیشه

توسط indigopetus | پنجشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۱ | 22:48

نشد بخوابم. حالم بده. سعی کردم توجه نکنم به حال بدم اما داره منو می‌بلعه. چطور میتونه انقدر راحت خیانت کنه؟ چطوری انقدددددر راحته واسش؟ نمیتونم ناراحت نشم. مامانم چقدر اهمیت میده؟ نمیفهممش. منم قراره مثل مادرم بشم؟ فقط میدونم قلبم خیلی درد داره. حس میکنم ته یه کانال عمیق و تاریکم و کسی نیست دستمو بگیره. یعنی تا حدودی این تنهایی و درد طبیعیه. از این شب‌ها هم میاد و میره.

آخه چطور میتونی انقدر عادی و راحت دروغ بگی و خیانت کنی؟چطوری آخه؟ بعد تو چشم بقیه زل بزنی انکار کنی دروغ بگی...

وای وای چجوری میشه غمگین نشد؟

به کمی نقاط رنگی نیاز دارم. امروز خیلی تحت فشار قرار گرفتم. سخت بود واقعا. از صبح فشار روی دلم سنگین شد و انقدر ریز ریز پدرم کارای عجیب و مشکوک کرد که آخرش بوم منفجر شدم از غم.

به خودم حالی کنم همینه!

هیچی قرار نیس بهتر شه.

سهم تو از دنیا پدریه که ویژگی های خوبی داره ولی این ویژگی‌های منفی رو هم داره.

سهمت از دنیا همینقدره دختر جون.

همینه که هست

بپذیر لطفا

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .