پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

منطقم میگه نمون

توسط indigopetus |

جدایی

| چهارشنبه دوم شهریور ۱۴۰۱ | 1:26

هزار بار جدا شدنمون رو تصور کرده بودم بهش گفتم ممنون بخاطر همه روزهایی که پیشم بوده و براش ارزوهای خوب کردم انگار تا اونموقع جدایی واسمون غیرقابل فهمیدن بود. خیلی شوکه شد. ناراحت شد. و خب نمیفهمم چطور یه چیزی میتونه انقدر سخت باشه. ۱۰۰۰تا خوبی داره و شاید یه بدی که نتونم تحمل کنم. اونهم اینه که دلش میخواد تغییرم بده. نه به سمت چیز بدی فقط به سمتی که از خودم فاصله میگیرم. بهرحال خیلی زیاد دردناک بود و فعلا شاید به تاخیر بیوفته شاید هم هیچوقت لازم نشد از هم جدا شیم.

بعله میل زیادی به کنترل کردن داره. نه فقط کنترل کردن کنترل شدن اما تو مسیری که خودش از قبل تعیین کرده! هردو کنترل کردن هست هم خودش رو در آینده و هم فرد مقابلش رو. شباهتش با مادرم همینه. شاید مغزم اونو انتخاب کرده که رابطم با مادرم رو بازسازی کنه.

بهرحال منطقم میگه برو. دلم طاقت نداره.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .