پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

نگاهی به دور

توسط indigopetus | جمعه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 12:52

دلم گرفته. بعد از این چی میشه؟ نه اتفاقات خوب نهاتفاقات بد تو این حال من هیچ چیزی فرخنده نیس.

به هر چی فکر کنم که دلم گرم بشه بهش، نمیتونم. یه چیز امیدبخش، یه چیزی که من رو سرپا نگه داره. این زخم‌هایی که الآن داره به جونم زده میشه، با زخم‌های کهنه ترکیب شده. آنچنان درد نمیکشم. تغییر چه خوب چه بد یکم حال آدم رو بهتر میکنه. اما نگرانم. نگران خودم و همه.

کاری از دستم برنمیاد. درسم و بخونم. شاید در آینده خوشحال شدم که این روزها تلاش کردم. شاید ثمری داشت.

از یه سمت خانواده ما در حال متلاشی شدن هست از یه سمت همه چیز درحال گرون شدن.

کاش وقتی ۵۰ سالم شد، به این روزها نگاه کردم، قلبم از درد مچاله نشه. کاش بعدش انقدر خوب بشه که بعدا با یادآوریش کامم تلخ نشه.

امیدوارم کسی نشم که شوهرای مردم بهش نظر دارن. یا کسی که زیادی با همه گرم میگیره. کاش با تنهاییم خوب کنار بیام. کاش آقای الف ازدواج نکنه، خیانت نکنه و تا همیشه باهام دوست بمونه.

کاش احتمال این چیزها بیشتر از به فنا رفتن زندگیم باشه.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .