پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

تلاش

توسط indigopetus | پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 11:58

باز حالم بد بود و با اقای الف حرف زدم. اونکه درک نمیکنه. دیگه تهش میگه کنترل کن برو پیش روانشناس... حس بدی میده بهم.

حس درک نکردن همدلی نکردن برعکس حس کردم قضاوت هم شدم.

برا هزار بار میخوام به خودم بگم به کسی تکیه نکن به کسی تکیه نکن.

رو هیچکس حساب نکن.

دیگه دلم نمیخواد کسی کمکم کنه. به روی خودم نیارم بهتره. و برا هزار بار هم به خودم میگم ازدواج نکن.

گاهی که مدت طولانی‌تری حالم خوبه دلم میخواد خیلی چیزا رو تجربه کنم. اما بنظر نمیاد کار درستی باشه.

خوبی هاش به بدی‌هاش نمیرسه.

خب حالا که ابرهای سیاه کمی پراکنده شدن میتونم به زندگیم ادامه بدم.

تنهاییات رو باور کن خودم.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .