پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

دروغ

توسط indigopetus | سه شنبه بیستم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 15:5

پدرم قبلا جای خوابش رو جدا میکرد و به بهانه های مختلف توی اتاق نمیخوابید. الآن هم سعی میکنه ناهار از غذایی که مامان میپزه نخوره. امیدوارم به این خاطر نباشه که جای دیگه و ادم دیگه‌ای خورده.

خیلی ازش ناراحتم. اگه از مامانم بدش میاد، اگه ازش عصبانیه به نحوی حلش کنن. این لجبازی‌ها و رفتارهای غیرعلنی واقعا حال آدم رو بد میکنه. تو خونه بیشتر از عشق، نفرت هست و بیشتر از آرامش، خشم.

نمیتونم بیخیال باشم. دروغها و تظاهرهاش حالم رو بدمیکنه.

دلم میخواد ازش به اندازه کهکشان راه شیری دور شم. والدین هرچقدر سمی‌تر باشن، دوری ازشون مشکلتره. میترسم بمیره اونوقت از فکرش راحت نشم.

خیانت‌های مضخرفش از عمر من هم طولانی‌تره، خستم کرده. نمیدونم خودش چطور از این زندگی مضخرف خسته نشده. چطور هربار دروغ میگه و تظاهر میکنه همه چیز خوبه.

چطور هر بار که دستش رو میشه باز خیال میکنه خیلی زرنگه.

ازش عصبانیم و توی گلوم یه درد و سوزشی شبیه بغض هست.

دلم میخواد اول خرداد ازش دور شم. خیلی دور.

خسته شدم ازش. خیلی خیلی خسته.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .