پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

در انتظار بعدا

توسط indigopetus | دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 21:48

شبا چرا انقدر خاکستریه؟

چرا انقدر دلگیره؟

اخ از پدرم متنفرم بخاطر خر فرض کردناش. و خب حق داره خر فرض کنه. اصلا به نظر نمیرسید انقدر آدم ل.ی باشه.

اخ ازش بدم میاد.

به اندازه فاصله اولین ستاره آسمون با آخرین ستاره.

چی پیدا کنم که ذهنم بهش مشغول شه و این غم و خشم کمتر شه؟

نمیفهمم چرا اذیت میشم. و چرا انقدر حس میکنم خودمم ل.یم؟

مسخرس.

خیلیم مسخرس.

تنها ادم زندگیم آقای الفه. آقای ی هم یه علاقه مضحک یک‌طرفه بود اونهم واسه بچگیام.

لعنت بهش. به همه چیز شک دارم.

چطور ازدواج کنم؟ با این الگوهای داغون اطرافم؟

عیب نداره. بعدا درستش میکنم. بعدا یه کتاب پیدا مسکنم که داخلش آدمها بیشتر همدیگه رو دوست داشته باشن و کمتر همدیگه رو فریب بدن.

بعدا درستش میکنم. این هم بره کنار همه بعداها. امیدوارم بعدا خیلی نزدیک باشه‌.

کاش دوبارهبتونم رویا ببافم و کاش اینبار بهشون برسم واحساس سرخوردگی نکنم.

این همه زندگی نکردم. این چن روز هم روش.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .