توسط indigopetus
| جمعه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 12:1
میدونم خیلی مسخره بهدنظر میرسه و خوب نمیتونم توصیفش کنم اما دیدن اینکه بقیه دارن آرزوهای من رو زندگی میکنن حس خوبی نیس.
تقریبا به هر چیزی که دوست داشتم نرسیدم!
فقط از بعد روحی و جسمی میشه گفت نزدیکم.
میترسم شاغل شم اما درجا بزنم.
بعدا سعی میکنم ارزشهای اشتباهی که تا الآن داشتم رو اصلاح کنم.
چقدر دلم داره میگیره.
یه استراحت طولانی لازم دارم. یا یه مدت کار سخت.
قبلا چقدر برنامه داشتم واسه اولین حقوق، دومین و سومین...
الآن چه رویایی دارم؟
دلم نمیخواد کس دیگه به آرزوهام برسه. اونها فقط واسه من هستن.