پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

نقطه ضعف

توسط indigopetus | سه شنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۱ | 14:30

دلم میخواست خودم عکس اون شیء خاطره‌انگیز رو برای آقای ی بفرستم. البته برا من خاطره‌انگیزش اینه که مخفیانه نگاهی سرسری بهش مینداختم و با یادآوری اینکه متعلق به اقای ی هست گونه‌هام سرخ میشد. چرا من میخواستم واسش بفرستم؟ انتظار مکالمه‌ای داشتم؟ اون فقط سین زد و هیچی نگفت. و من اول میوتش کردم بعد فرستادم قسمت بایگانی که هر لحظه نخوام چک کنم واکنشش چی بوده. اعتراف تلخیه ولی انگار هنوز نقطه ضعفم همین آدمه. و سوالم اینه که چرا؟ چه چیزی باعث میشه از هر راهی برم سر از جایی که اون هست، در بیارم؟ خودم علیه خودم گاهی شورش میکنه و هر چقدر میگم بیتفاوت باش من رو فریب میده. میگه کار، میگه فلانی، میگه بقیه استوری‌ها اما منظورش از همه چیز آقای ی هست.

فکر نمیکنم دوست داشتنم سالم و واقعی باشه پس بهش بال و پر نمیدم. تحویلش نمیگیرم و یجورایی سرکوبش میکنم تا دوباره تو خوابهام تکرار شه.

چه چیزی در من ضعیفه نسبت بهش؟

در حالی که دارم سعی میکنم رابطم رو با آقای الف، دوست با وفا و رفیق همراهم بهتر کنم، چرا باز ضعیفم نسبت به آقای ی؟

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .