یه چیزی در مورد خودم فهمیدم.
اگه کسی بدون دلیل باهام قهر کنه یا سرد شه، خیلی پیگیر میشم که باهام خوب شه باز. یجورایی آویزوون بازی درمیارم.
عجیبه واسم.
من نه آدم آویزوونیم نه خوشم میاد از آدمای آویزوون.
اما یه نکته اینجا مطرحه؛ واقعا من آویزوون نیستم؟
اوایل که با آقای الف بحث میکردیم و کدورتی پیش میومد، باز من حالت آویزوون داشتم. گریه میکردم پیگیری میکردم تا خوب شیم. الآن نتم رو خاموش میکنم و سعی میکنم ذهنم منحرف بشه. بعد از مدتی بیشتر با پیگیری های آقای الف باز خوب میشیم. و تفاوت دیگه اینه بعد از حل اختلافمون من مدت بیشتری زمان لازم دارم تا دلم صاف شه.
دوستای دبیرستانمو هم یادم میاد. وقتی یهو طرف خودشو میکشید عقب خیلی پیگیر و آویزوون بودم که چرا ؟ و بیشتر از اینکه تلاش کنم بفهمم چرا تلاش میکردم باز من رو دوست بداره اون آدم.
توی روانم چی میگذره؟