پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

چندش شدگی

توسط indigopetus | سه شنبه هجدهم آبان ۱۴۰۰ | 13:0

چقدر تعریف کردن پدرم حال بهم زن بود!

داشت درمورد کسی صحبت میکرد که بعد از مدتها ازدواج مجدد داشته(یا همسرش فوت کرده یا هرچی)

بعد گفت خانمه فوق لیسانس فلان رشته اس

آدم زن گرفتن رو هم باید از این آدم یاد بگیره!!!!!

😐😐😐😐😐

جالبه که مادر من تحصیلات دانشگاهی نداره.

و چقدددددر حالم بهم میخوره از این ازدواج ها.

مادرم هم شبیه من از رابطه پدر و مادرش علی الخصوص پدرش سالها حرص خورده و داره هنوز حرص میخوره.

فقط بگم این همه انزجار قرار نیست وضعیت من رو با اونها متفاوت کنه.

واااای نمیتونم بگم چقدر وقتی پدرم صحبت میکنه روانم بهم میریزه! چندشم میشه اصلا. انقدر که به چیزهای مضخرفی اهمیت میده.

اینجور وقتا هنذفری نجات آدمه.

اَیییییییی

در ضمن ذوق مادر و مادربزرگم از شنیدن جزئیات ازدواج اون آشنا و کنجکاویشون دیگه قضیه رو حال بهم زن تر هم میکنه😵

ایش من غلط کنم ازدواج کنم

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .