پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

زالوی گوشتالود سیاه

توسط indigopetus | شنبه هفتم شهریور ۱۴۰۵ | 8:59

به هرچی چنگ انداختم انگار جواب نداد. میدونم الآن موقتا فروپاشیدم که بیشتر اثر اینه که حدود ۳ ساعت خوابیدم و اینکه امروز و فردا برنامم خالیه تقریبا و فضای خالی برا من یعنی نبود چ. همسنطور صبح با این اضطراب گلاویز بودم. که چرا هنوز به چ اهمیت میدم در حالی که جز اسیی ازش چیزی دریافت نکردم. بهم زنگ زد. یهش فهموندم میخوام ببینمش ولی اون نخواست. خب چی بدتر از این؟ حس اولیه ام خشم نسبت به خودم بود. که چرا هنوز دوستش داری؟ این آدم مضرترینه برای تو. و بعد حس کردم این خشم اشتباهی داره به خودم برمیگرده باز. و باید نسبت به کسی باشه که بی محابا بهم آسیب رسونده. این وابستگی لعنتی چیه؟ چجوری نمیتونم ازش جدا شم؟ چرا این قلب سرد نمیشه؟ نذاشتمیک ریال از سمت اون وارد زندگیم شه که از نظر مالی بهش تکیه نکنم. امنیتم و خودم ساختم که یکی از حلقه های اتصالم بهش کم بشه. هنوز ولی چ هست. و من هنوز چشمام بارونیه بخاطرش. دیشب عروسی دعوت بودم. عروس و داماد بهم وایب خطر میدادن. از اینکه دیدم عروس چندین بار گونه داماد و بوسید وحشت کردم. گفتم وای عشق! انقدر درد کشیدم بخاطر چ که از هرچیز رمانتیک وحشت میکنم. البته نمیدونم این وحشت همیشگی بوده یا نه. هنوزم ادمی که نمیمونه رو راحتتر میتونم بپذیرم تا کسی که احتمال میدم بیشتر بمونه. شاید حتی اون اوایل چون چ میگفت قصد ازدواج نداره و یجورایی سرد بنظر میومد فکر میکردم چون اون قرار نیس عاشق بشه منم عاشق نمیشم و همه چیز در سطح باقی میمونه. یه فرض عجیب اشتباه.

داشتم فکر میکردم عروس شدن خودم و دور تر از این میبینم که یه عمارت زیبایی تاسیس کنم! الان هرکی جز چ بهم توجه میکنه، لذت میبرم از این توجه اما ازش فاصله هم میگیرم. چون هنوز از چ کامل دل نکندم و میترسم وارد یه ماجرای پیچیده بشه قلبم.

میخوام سعی کنم از چ عصبانی باشم. چ‌ای که ساختن بلد نیس، تعمیر بلد نیس، فقط از راه میرسه، مصرف میکنه و میره. چ اگه انسان نبود، شاید زالو بود. زالوی گوشتالود و سیاه و بزرگی که هر وقت میخواستی از پوستت جداش کنی جاش خونریزی میکرد و اونقدر بزرگ بود که هر چقدر خونتو میخورد سیر نمیشد. زالو داره از من تغذیه میکنه. داره عشق و جوونی من و سر میکشه و معلوم نیس کی بالاخره ازش راحت میشم. میخوام زندگی کنم. میخوام اون نباشه تو زندگیم. میخوام ترمیم شم، عاشق شم و ازدواج کنم و بچه دار شم. و این زالوی گوشتالود سیاه واقعا مزاحمه. الآن میخوام چ رو از همه جا بلاک کنم. زالوی گوشتالود سیاه فقط هر وقت خودش خواست هست؟ بهتره دیگه نباشه.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .