پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

خستم

توسط indigopetus | جمعه سی ام مرداد ۱۴۰۵ | 15:31

علی رغم میلم امروز برگشتم خونه و صحنه ای که دیدم آشفتگی مادرم و غیبت پدرم بود. در حالیکه پدرم تلفنش در دسترس نبود. اضطرابم اوج گرفت. من دارم سعی میکنم بدون چ زندگی بسازم برای خودم، اما در و که باز میکنم غم از در و دیوار هوار میشه رو دلم. مادرم که آشفته هست، من خودم و مسئول حالش میبینم و اون هم آشفتگیش و تا جای ممکن منتقل میکنه. هنوز دایره ارتباطاتم محدوده. کلا باب میلم نیس. مخصوصا وقتی یه روز برنامم خالیه، خیلی سخت میگذره بهم. دیروز چ فقط بخشی از روزم بود. اما امروز صبح با اون شروع شد و مابقی خالی موند. نمیشه برا همه رورها برنامه گذاشت، نیاز به استراحت هم دارم اما جای خالی تو روزم من و فریز میکنه. میچسبم به تخت و وزنه غم روی سینم. الآن حتی حوصله و رغبت دیدن چ رو هم ندارم، اما شاید اگه زنگ میزد حالم بهتر میشد. خیلی امروز احساس خستگی میکنم. خستگی روحی. غم، اضطراب، و خیلی خستگی.

امیدوادم به زودی بقا تنها موتور محرکم نباشه...

امیدوارم بالاخره بتونم رها و زیبا زندگی کنم

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .