پنهانی های واقعی من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

چرخ زنان

توسط indigopetus | دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵ | 23:27

امروز روز جالبی بود. رییسم بخاطر اینکه کار دیروز و تکمیل نکرده بودم، تشر زد اما من از خودم دفاع کردم. گفتم مغزم بیش از این کشش نداشته. امروز زنگ زدم به چ که اگه خونس برم پیشش. چون تایم کوتاه بود و نمیتونستم تا خونه خودمون برم. چ خونه نبود. خودش و رسوند. یک ساعت پیشش موندم و بعد رفتم. نپرسید کجا. شب زنگ زد. دو سه ساعت دیرتر جواب دادم. بنظر میومد قهر کرده باشه. فردا قراره بدم پیش خواهرش. چ در این مورد حرفی نزد. مطمئن نیستم میدونه یا نه. خیلی هم مهم نیس. این فقط یه گام واسه خودمه. میخوام تابوی ذهنی خودم و بشکنم. از این به بعد میخوام بیشتر با قواعد خودم بازی کنم. اولیل پیش تراپیست جدیدم خجالت زده بودم. مثلا وقتی چ رو دوباره قبول کرده بودم، حس میکردم ناامید کننده و کسل کننده ام. من دارم انتخاب و اختیارم و قدرتم و از زندگی پس میگیرم. خیلی مهم نیس چی میشه. دارم رقص یاد میگیرم. که سبک و شاد از هر اتفاقی عبور کنم. که فاصله و توجهم بدیهی نباشه. که حداقل نقش اصلی زندگی خودم باشم. خودم و دوس دارم.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای پنهانی های واقعی من محفوظ است .